این چند وقته اینقدر نوشتم که دیگه خسته شدم
نه خواب دارم نه خوراک
نگارم کلافه کردم
نتنها نگار بلکه همه ی خانواده
دیگه از این افراط و تفریط های خودم خسته شدم
گاهی وقت ها یه چیزی اونقدر برام مهم میشه که نمیتونم کنارش بزارم و کلی کار کنسل شده و عقب افتادگی واسم میزاره
یجورایی انگار زمان از دستم در میره
نمیدونم چیکار کنم