چهلم مادربزرگمه یه شهردیگست، میخواستم خودم سه شنبه برم شوهرم پنج شنبه بیاد ک جمعه برگردیم، چون شوهرم تایک شب سرکاره این هفته، ولی نمیتونم تنهاش بزارم خیلی وابسته شم🤐 هی میترسم خودش میخادبیادتصادف کنه، یا یه مشکلی پیش بیاد همش ترس اینو دارم هی باید کنترلش کنم چیشدی تمام زندگیم شد استرس
بنظرتون خودم بااتوبوس برم
چون برادرشوهرم و جاریم باهامون دعواکردن حالمم خوب نیست خیلی دلم گرفته گفتم دو روز زودتربرم بمونم حالم خوب شه