مامان منم هیچ پولی نمیداد بهم
سالی یه دونه لباس شاید میخریدم اونم ارزونترین چیزی که تو بازار پیدا میکردم
و سر همون هیچی هم منت میزاشت و میگفت بابات نبوده من بزرگت کردم
یه روزی واقعا تصمیم گرفتم هیچ پولی ازش نخوام و دیگه نخواستم، رو یه برگه تو دفترچم نوشتم به خودم قول میدم دیگه هیچوقت هیچی ازت نخوام و هنوزم دارمش
اوایل به زور فقط پول شارژ و اینترنت درمیاوردم به کلاسام بتونم برسم
وضعم از قبل هم بدتر شد سالی همون یه دونه لباس هم نمیخریدم
ولی به هر سختی رشد کرد و تموم شد اون روزا...
الانم اون ازم پول قرض میخواد و بهش نمیدم!