۴۰ سالم شده دیگه ..
نه ازدواجی ..
نه سر و سامونی ..
نه آدم درست و حسابی که بخوای باهاش بری زیر سقف ..
واقعا مزخرف ترین زندگیو دارم
مامانمم که فوت شد دیگه همه چی بیشتر بهم ریخت
من علاوه بر سرکار بیرون کلفت خونه هم شدم
اصلا حالم بهم میخوره ..
قبلا واسه ازدواج دعا گرفتم ولی بختم باز نمیشه که نمیشه
هر کسی هم میاد خاستگاریم اونی نیست که بتونم قبولش کنم
مجردای بلاتکلیف بیاین بگین چ خاکی ب سر کنیم