2777
2789
عنوان

خاستگارم پرید

307 بازدید | 44 پست

بچه هاااا

جلسه ۴ رفتیم بیرون. من تقریبا همه سوالام درمورد این بود که من با خونوادت دعوام بشه چکار میکنی. تو دعوات بشه چکار میکنی 

حس میکنم همش تو دعوا بود سوالام

نکنه فکر کنه من دنبال دعوا و اینام؟؟

البته تاالان مشتاق بود و بعد همین جلسه هم درمورد جلسات بعدی پرسید ولی نکنه بعدش که فکر کنه نظرش عوض بشه؟؟

وای حس میکنم ناراحت شده بود

حالا جالب اینجاست مطمئن نیستم مبخوام ادامه بدم یا نه ولی ناراحت میشن اگه اینطور فکر کنع و پشیمون بشه

چکار کنم؟

خواستگاری ک قراره با کوچیک ترین دلخوری بپره... بزا بپره

من هیچوقت نمی‌تونم از مشکلاتی که درونم حس می‌کنم حرف بزنم فقط میفهمم یه چیزی داره از درون منو اذیت میکنه و هر لحظه بیشتر منو غرق خودش می‌کنه. من از درونم از جایی که نه درک می‌شه و نه دیده میشه دارم با یه هیولا می‌جنگم و از بیرون لبخند می‌زنم و مثل یه آدم نرمال رفتار می‌کنم. خستم، از جنگیدن با هیولای درونم عمیقا خستم. حتی یه خواب ابدی هم نمیتونه خستگی رو از روحم بیرون بکشه.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خب قبلش با خودت فکر نکردی که نباید انقدر درمورد دعوا صحبت کنی؟ اینطور ابراز کردی که انگار از الان دنبال دعوا هستی

همه میگن که به خاطر دعای شما دوستان نی نی سایتی،حاجاتشون برآورده شده.دوستای خوب و همیشه مهربونم،میشه من هم مهمون دعا و صلوات تون کنید؟فدای نفس های گرمتون ♥️⁩⁦♥️⁩
چقد جنگجو بودی از اول کار باز خوب باهات راه اومده تا جلسه چهارم هر کی بود جلسه اول فرار میکرد

نه

اخه اون دیگه کارو تموم میدونه

جلسات قبلم که درمورد دعوا حرف نزدم

وای خیلی ناراحتم

نه نپره😔 نمیخوام بد برداشت کنن

نه نمیپره 

جلسه بعدی درمورد آینده و چیزای خوب حرف بزن... پسرا حافظه درست حسابی ندارن.. فراموش میکنه 

من هیچوقت نمی‌تونم از مشکلاتی که درونم حس می‌کنم حرف بزنم فقط میفهمم یه چیزی داره از درون منو اذیت میکنه و هر لحظه بیشتر منو غرق خودش می‌کنه. من از درونم از جایی که نه درک می‌شه و نه دیده میشه دارم با یه هیولا می‌جنگم و از بیرون لبخند می‌زنم و مثل یه آدم نرمال رفتار می‌کنم. خستم، از جنگیدن با هیولای درونم عمیقا خستم. حتی یه خواب ابدی هم نمیتونه خستگی رو از روحم بیرون بکشه.
صحبت به این سمت رفت

اشکالی نداره،پیش اومده دیگه

همه میگن که به خاطر دعای شما دوستان نی نی سایتی،حاجاتشون برآورده شده.دوستای خوب و همیشه مهربونم،میشه من هم مهمون دعا و صلوات تون کنید؟فدای نفس های گرمتون ♥️⁩⁦♥️⁩
نه نمیپره جلسه بعدی درمورد آینده و چیزای خوب حرف بزن... پسرا حافظه درست حسابی ندارن.. فراموش میکنه

بعد صحبتا که داشت نظرمو میپرسید و درمورد قرار بعدی حرف میزد ولی شاید بعد خونوادش یا خودش نظرشون عوض بشه  :(

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز