شدم یه آدم افسرده من قبلا بقیه رو نصیحت میکردم هرکی ناراحت و غمگین بود انقدر باهاش حرف میزدم انقدر درکش نمیکردم که فک میکردم همش ادا و اصوله
اما الان خودم شدم یکی از اونا حتی شاید بدتر
احساس میکنم هیچ چیز تو دنیا دیگه خوشحالم نمیکنه
اهدافی که قبلا داشتم خودمو تو رسیدن بهشون تصور میکنم میبینم اصلا حالم خوب نمیشه
قبولی کنکور ، ....و خرید فلان ماشین و نقل مکان به شهر مورد علاقم
دیگه هیچکدوم هدف من نیست دیگه با اینا حالم خوب نمیشه حتی اگر برسم بهشون
بااینکه همه چیز خوبه
سالمم خانوادم خوبن اوضاع مالی خوبه .... ولی من دیگه دست خودم نیست حالم خوب نمیشه
کم حرف شدم و فقط به مرگ و حس آرامش و راحتیش فکر میکنم
از بیرون رفتن متنفرم
از معاشرت بیزارم و در عین حال احساس تنهایی و طرد شدن بی دلیل دارم
ببخشید اگر باعث شدم کسی تو این تاپیک به هر دلیلی ناراحت بشه اینا فقط مِن باب درد و دل بود