سی ساله شدم
دیشب تو حرم
کنار همه ی عاشق های امام رضا (ع)
زیر چراغانی های حرم
تولدی که شیرینیش شکلات نذری بود 🌺
نه شمعی فوت کردم
و نه کیکی بریدم
بجاش یه بار سنگینی از دلتنگی رو زمین گذاشتم
و انقدر خوشحال بودم که وسطش گریه ام گرفت
و بعدش دیگه خنده هام و خوشحالی هام گریه بود
♥️💚
ان شاء الله بهترین عیدی هارو از امام رئوف بگیرید
خواهند اگر ببخشند از مجرمی گناهی
اول ورا نوازند با سوز و اشک و آهی
اینجا گناه بخشند، کوهی به کاه بخشند
بیچاره من که با خود ناورده پرّ کاهی
هر چند رو سیاهم با آن همه گناهم
مشتاق یک نگاهم مولای من نگاهی
پ. ن : "دلنوشته کسی که تمام زندگیش رو از امام هشتم داره♥️"