خلیج فارس مینامی چنین گستاخ میگویی
من از دریای کسپینم به پیشت بازمیگردم
مرا از مرگ ترسانی تو خوزستان همیخواهی
جوابت را به تیزی فزار سرد میگویم
تو مکران را جدا خوانی نمیدانی بدان این را
درون آبهای نیلگونش نیست خواهی شد
میان راه تاریکم تو را بر خاک بنشانم
همانگونه که روم باستان از پا بیفکندم
بهسان آن دروغین کیش بیچیز تو بیبته
سیهروزت بگردانم تو را بر گور بسپارم
به پاس یک وژه زین خاک جاویدانمان ایران
من از هممیهنان خود چه سرها خونبها دیدم
🖋