2777
2789

داشتم با پارنترم حرف میزدم نمیدونم چی شد که یهو بابام اومد منم حواسم نبودنش گوشی تو دستم بود رفتم با بابام حرف بزنم نگو گوشی رو قطع نکردم به بابام گفتیم بریم برام بستنی بخریم اونم به شوخی گف پول ندارم دوباره گفتم گف  پول ندارم و .. بعد دیدم وای اصلا گوشی رو قطع نکردم بعدش اومدم ازش خدافظی کردم احساس حقارت دارم الان با خودش درباره من چه فکری میکنه خدایااا

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

نه یه طوری حرف می‌زد انگار جدی میگه واقعا حس بدی دارم


مهم نباشه بابا پارتنر ...کیه

چیز خاصی نیست 

منم یه بار دستم خورده بود تماس نامزدم رو جواب داده بودم حواسم نبود

خیلی حرفا زدیم با خانواده ام ولی مهم نبود

من بیشتر از پنج دقیقه جواب داده بودم ولی حواسم نبود 

نه بابا شاید نشنیده اگه ام شنیده مهم نیس چیز بدی نگفتی لحن مشخصه دیگه شدخی های پدر دختری همین مدله دیگه 

حالا واسه راحت شدن خیالت چندتا خوراکی بخر شب عکس بگیر بهش بگو خیلی خوشحالم اونم گف چرا عکسو بفرس بگو بخاطر اینا بابام کلی خوراکی گرفته برام ظهری یدونه بستنی میهاستم الان با کلی خوراکی اومده 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792