بهش پیام دادم ک شیر و تخم مرغ بخر سرراهت داشت از سرکاربرمیگشت پیام داد نمیخرم خودت برو بخر من خسته از سرکار میام چرا تو نمیری بخری
هرروز ک برمیگرده خودش زنگ میزنه چیزی لازم ندارین
منم گفتم چته الکی شلوغ میکنی مثل همیشه ک میخری امروزم بخر گفت نمیخرم گفتم نخر
اومد خونه خریده بود