خب داستان از اینجا شروع شد که من دو سال پیش از آقا پسری خوشم میومد نمیدونستم کی هستن و رشتشون چیه و اینا
تا یک سال بعدش که فهمیدم که ایشون یکی از آشنا های ما هستن، من خیلی در تلاش بودم که آیدی و راه ارتباطی با ایشون پیدا کنم ولی نشد.
خلاصه همین فروردین امسال به ایشون پیام دادم قرار بود بگم اگه پروژه ای دارین همکاری میکنم و... ولی تهش گفتم من از شما خوشم اومده حقیقتش رو گفتم
ایشون هم گفتن که من اوه خب من نمیدونم چی بگم و اینا
خلاصه ایشون با اخلاقی که انگار میخان بازجویی کنن، حسابی اعصاب منو بهم ریختن منم پیام دادم آقا این بحث به بعدا موکول میشه آخرین پیامش هم شبت بخیر بود.
سه هفته گذشت.... پیام نداد منم پیامی ندادم... دل شکسته شدم. شاید بگم یه حس یک طرفه ایه که قرار نیس تموم بشه هفته پیش دیدمش خندون از کنارم رد شد و میدونس منم اون آدم، ولی هیچی نگفت...
منم اعصابم خورد شد بلاکش کردم... شه هفته منتظر موندن حس کردم زیادیه خودش اگه میخواس پیام بده میداد
با همه اینا دلم شکسته شد مثل این شد که شروع نشده تموم شد.
به نظرتون چیکار کنم فراموش کنم... خسته شدم. آهنگ گوش میدم یاد اون میوفتم و حسی که دو سال پنهانش کردم منو عذاب میده