الان من متاهلم
ولی سنم کم بود
۱۲ـ۱۷ سال
دفتر خاطرات داشتم میرفت دفتر خاطراتمو پیدا میکرد
با دخترای فامیل میخوند
یا ی بار در مورد پسر هایی ک دیده بودم نوشته بودم رفته بود خونده بود بعد جلو خودم داد ب مادرم خوند
ی بارم دوستم خونمون بود داشتیم حرفای دخترونه میزدیم یا در مورد پسر بود بهر حال اقتضای سن دیگه
بعد اومده بود گوششو چسبونده بود ب در گوش کرده بود بعد رفته بود ب مادرم گفته بود
اینا کمی از کخ هاشه