اره باورت نمیشه
سه بار هی ی کاری شروع کرد هر سه بار برشکست کرد و هر سه بارم از صفر شروع کرده بود برشکست که میکرد میومد به زیر صفر حکمتشم فقد خدا میدونه
تا اینکه شوهر من بزرگتر میشه ی داستان که نمیتونم بگم میترسم کسی بشناسه
خلاصه شوهر من بزرگتر میشه ی شغلیو از صفر شروع میکنه کم کم همه خانواده رو میاره تو کار و الان خداروهزاران مرتبه شکر بعد ۱۰ سال جون کندن به در امدشون رسیدن حالا الان خیلی داره دردسر میشه همین با هم شراکت بودنه ولی خب شوهرم همیشه میگیه ناشکری بخواییم کنیم خدا این بارم ازمون میگیره
ولی خب فعلا که الحمدالله اندازه خودمون خدا اعتبار داده و دستمون به دهنمون میرسه
الاهی که برای همه بندهاش خدا درست کنه