2777
2789
عنوان

با شوهرم سر مهمون دعوام شد

560 بازدید | 33 پست

داستان از اونجایی قراره که اقوام پدری شوهرم شهرستان زندگی میکنن

و با وجود اینکه پدر شوهرم فوت شده خانواده شوهرم که با ما 5 تا خانواده میشیم در سال دوبار میریم شهرستان خونه ی عمه و عمو ها چند روزی می‌مونیم 


اونا هم معمولا سالی یکبار در حد چند روز میان 


و توی این یکی دو سالی که من عروسشون شدم دو دفعه ی اخری که اومدن ، خونه ی ما موندن


و وقتی که میان برادر شوهرام و خانواده هاشون هم میان کلا خونه ی ما می‌مونن و خودشون رو مهمان تصور میکنن و دست به سیاه و سفید نمیزنن 

به جز یکی از جاری هام که نهایت توی پذیرایی کردن بهم کمک بده وگرنه کارای آشپزی خیر 


امروز شوهرم زنگ زد گفت که شب دارن میان 

به مامانم زنگ زدم گفته ببرشون خونه ی خودت، برای شب شام درست کن و چیزی لازم داشتی بگو بگیرم 

خیلی عصبانی شدم

من چون شغل شوهرم آزاده الان یه خورده توی فشار اقتصادی هستیم و مادرشوهرم اینو می‌دونه 

ولی کاری به این مورد نداشتم چون معتقدم مهمون روزیش رو با خودش میاره 


به شوهرم گفتم مگه من تنها میرم چند روز خونه ی عمه و عموهات میوفتم که وقتی اونا هم میان ،باید بیان خونه ی من ، چرا اون داداشات یا مامانت نمیبرن خونه ی خودشون 


قبل از اینکه من عروس این خانواده بشم این بنده های خدا رو کجا میفرستادین 


واقعا مادرت و برادرات خیلی سواستفاده گرن 

تو هم یه ذره درک نداری که من توی این سه چهار روزی که میمونن تک و تنها دارم از 22 تا آدم پذیرایی میکنم 

مگه من کلفتم؟


گفت خوب میگی چیکار کنم 

گفتم هیچی من بیرون کار دارم(واقعا کار داشتم خودش هم میدونست) من دارم میرم 

خودت تشریف بیار پیش غذا و غذا و دسر رو و بساط پذیرای رو آماده کن 

من نمی‌رسم خداحافظ


الان متوجه شدم که دارن میرن خونه ی مادرشوهرم و شوهرمم باهام قهر کرده 



مادر شوهرم برای اینکه خونه ی و زندگیش بهم نریزه و نخواد مهمون دار کنه پاسشون میده خونه ی من 



وقتی مهمون خونه ی مادر شوهرم باشه من و جاری هام همه کمک میدیم 


ولی وقتی خونه‌ی من هست همشون دست به سینه می‌شینن


منم آدمم 


چجوری به مادر شوهرم بفهمونم دیگه مهموناش رو نفرسته خونه ی من 










یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

عزیزم کاملا حق داری 

مرگ یه باااار شیون یه بار 

بدون رودروایسی حرفتو بزن 

یه بهونه هم بیار 

مثلا بگو کمر درد داری نمیتونی 

رک بگو من کمرم درد میکنه یا مهمون نفرستید خونه من یا اگه اومدن هم باید بهت کمک کنن 

چقدر پرو و بی رحم هستن

کار خوبی کردی

"کسی که بیش از حد فکر می کند، کسی است که بیش از حد هم عاشق می شود" و من این را احساس کردم 😍 وقتی جواب ریپلای رو نمیدم دلیلش اینه : 1) بی احترامی در کلام (افرادی که سلامت روان ندارند به دنبال بی احترامی به دیگرانند)، 2) خشم در کلام (امام علی (ع) : اوج سبک مغزی، خشونت است)، 3) مشهود بودن حسادت در گفتار (امام علی (ع) : آفرین بر حسادت، چه عدالت پیشه است، پیش از همه صاحب خود را می کشد)، 4) عدم درک درست از پاسخ من به استارتر (امام علی (ع) : از سخن گفتن با کسی که گفتارت را نمیفهمد بپرهیز که تو را به ستوه می آورد)، 5) برداشت من اینه که فرد به دنبال بحث و جنجاله (مارک تواین : هرگز با احمق ها بحث نکنید، آنها اول سطح شما را تا سطح خودشان پایین می کشند، بعد با تجربه یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند) و جمله آخر خطاب به کاربرانی که درباره کاربران دیگه تاپیک غیبت میزنن و کسانی که تو این تاپیک ها استارتر رو همراهی میکنن (امام علی (ع) : غیبت کردن آخرین تلاش افراد زبون و ناتوان است)
ازین ب بعد همینجوری رفتار کنوقتی خونه مادرشوهرت هست چرا خونه شما بیان

همینو بگو 

جاری بزرگم ۱۳ ساله عروسی کرده توی این ۱۳ سال دوبار در حد نیم ساعت رفتن خونش 

ولی من  شوهرم خیلی دوستشون داره و بهش خوش میگذره بخاطر همین مادرشوهرم سواستفاده می‌کنه میندازتشون سر من

افرین خوب کاری کردی بذار هر کی میخواد قهر کنه ، مادرشوهرت و بقیه خیلی پررو تشریف دارن والا نهایتا شما میتونی یه وعده دعوت کنی نه اینکه سه چهار روز بمونن خونه شما 

الان بهش فهموندی عزیزماما با شوهر از همه جا بی خبرت کاش یکم بهتر حرف میزدیهربار مهموناشون اومدن شهرت ...

ده بار به شوهرم گفتم من توانایی پذیرایی از تعداد بالا رو ندارم 

تجربه ی زیادی توی آشپزی سنگین ندارم تازه یک سال و نیمه عروسی کردم 

هر دفعه میگه باشه و بعد یادش می‌ره 

عزیزم کاملا حق داری مرگ یه باااار شیون یه بار بدون رودروایسی حرفتو بزن یه بهونه هم بیار مثلا بگو کمر ...

وقتی خودشون اینقدر بی درک هستن که میبینن من همش تو آشپزخونه هستم یه سر نمیان تو آشپز خونه دیگه من چی بگم والا

 


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز