پسر خالمو از بچگی دوست داشتم و میدونست ولی ۱۸ سالگی بهش گفتم که دوسش دارم و اونم گفت نه شرایطشو ندارم ... دوباره چند ماه بعد باز بهش گفتم و قبول کر دو سه هفته ای با هم بودیم
فقط من محبت میکردم من کادو میدادم من سراغشو میگرفتم و ... حتی اگر ده روز پیام نمیدادم پیام نمیداد برا همین من واقعا قلبم شکست گفتم میخام جدا شم هیچ اصراری نکرد و جدا شدیم در عین حال ک عاشقش بودم بعد از گذشت ۲ ، ۳ سال فراموشش کردم ن فقط اونو بلکه نسبت ب عالم و آدم بی حس شدم خنثی خنثی نابودم کرد 🖤
بعد سالها اون رفت سر کار وضع مالیش خوب شد و ... یکی دو ماه پیش اومد