2777
2789
عنوان

چجوری مهمونی نرم

176 بازدید | 18 پست

دیشب یه مهمونی بزرگ دادم

خلاصه به شدت استرس کشیدم و حسابی خسته شدم

این وسطم یه اتفاقی افتاد که با شوهرم بحثم شد با وجود اون همه خستگی شبو اصلا نخوابیدم

وسط مهمونی بحث پیش نیومدا

من مهمون داشتم مادرشوهرمم مهمونای خودشو داشت

بعد شام خیلی راحت با مهموناش بلند شدن اومدن خونه ما😑 نذاشتن حتی یک دقیقه بشینم

یعنی یه مهمونی بزرگ رو واسه خودشون تبدیل کردن به یه مهمونی بزرگتر و مادرشوهرمم انگار نه انگار مهموناشو اورده خونه من! قشنگ مثل همیشش نشست تا ازش پذیرایی بشه


خلاصه سر همین اعصابم داغون بود وقتی همه رفتن به شوهرم گفتم اونم خیلی ریلکس توپید به من و گفت آسمون به زمین اومده مگه! تازه طلبکارم شد! و گرفت تخت خوابید

یعنی یک ذره خستگی منو درک نکرد


الان از دیشب شام نه هیچی خوردم نه خوابیدم

اولش که فقط کار کردم بعدشم بحث و گریه و نخوابیدن


حالا خواهرشوهرم پیام داده شام بیاید خونه ما

واقعا دلم نمیخواد برم بخاطر این اوضاع

چطوری بهش بگم نمیام؟


از طرفی دیشب پدرشوهرمم فهمید ناراحت شدم مهموناشو ریخته سر من ولی نه چیزی گفت نه کاری کرد

احتمالا ادم خاله زنک رفته به زن و بچشم اینو گفته

واسه همین حس میکنم امشب برم همشون میخوان یه جوری نگام کنن

از یه طرف دیگه جون کار کردن امشب ندارم

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

فقط بگو مریضم درد دارم بنداز خودتو

تو فکرش بودم زنگ بزنم بهش بگم دندونم از دیروز درد میکنه اذیتم

ولی بدبختی فکر میکنم نرم پشت سرم کلی حرف میزنن که شب رفتیم خونش نیومد

نمیدونم واقعا از خستگی و گشنگی از دیشب مغزم کار نمیکنه

ب خاهرشوهرت بگو مادرت خجالت نمیکشه مهموناشو ورداشته اورده خونه من

کاش میشد میگفتم

ولی مگه این خانواده پشت همو خالی میکنن و طرف عروسو میگیرن؟

دیشب تک تک مهمونای خودم ازم عذرخواهی و تشکر کردن با اینکه خودم دعوتشون کرده بودم

تازه هر کدوم هم برام یه چیزی آوردن یکی کادو یکی شکلات یکی پول

ولی اینا بدون دعوت اومدن فقط خوردن و رفتن یک کلام نگفتن دستت درد نکنه

قشنگ نشستن به هرهر و کرکر جلوی من

منم دقیقا مثل کارگرا ازشون پذیرایی کردم دو ساعت


تازه فکر کن مهمونایی که اصلا همدیگه رو تا حالا ندیده بودن!

مهمونام فامیل خودم بودن اولین بار بود اومده بودن خونم

ولی مهمونای مادرشوهرم فامیلای خودش بودن اصلا فامیلای منو نه دیده بودن نه میشناختن

واقعا بیخود دعوا درست کردیهمه دور هم بودناز شوهرت کمک میخواستی

کاری نبود که اون بتونه بکنه

چجوری جلوی اون همه ادم میگفتم بیا ظرف بشور یا چایی دم کن

نهایت کمکش یه چایی بردن بود

ما قبل شام از مهمونام قشنگ پذیرایی کردم بعد شام فقط مونده بود یه چایی که قشنگ دور هم بشینیم

ولی مادرشوهرم به مهموناش فقط شام داده بود اورده بودش خونه ما😐

یعنی مجبور شدم تمام پذیرایی ها رو دوباره تکرار کنم

امشبم رفتی بشین بگو خسته ام

واقعا جون و حوصله رفتن رو ندارم

تو فکر کن دو روز واسه مهمونی خودم دویدم چون بار اولشون بود نخواستم کم بذارم

بعدش با اون همه خستگی تازه شوهرم توپید بهم و منم از غصه فقط گریه کردم

الانم نه جون دارم چیزی بخورم نه میتونم بخوابم

اصلا دلم نمیخواد برم

حتما نباید توضیح مفصل بدی که چرا نمیخوای بریخیلی ساده بگو امشب نمیتونم انشالا یه وقت مناسب تر خدمت م ...

اخه بدبختی از همه زندگیمون خبر دارن

الان بگم نمیام هی میخواد اصرار کنه و بپرسه چرا نمیاید

نمیتونم بگم نیستیم یا بگم مهمون داریم یا بگم جایی دعوتیم چون آمارمونو کامل دارن

اگه بدونن نیستم یا مهمون دارم اصلا دعوت نمیکنن

برو حتما برو ولی جان مادرت کار نکن از الان خودتو بزن کمر درد رفتی الکی چند چیز مثلا آب بخواه که برات ...

چرا نظرته برم؟

خودتو بذار جای کسی که دو روز فقط کار کرده و اصلا نخوابیده و یه روزم هست هیچی نخورده

تازه بدتر از اون با شوهرش دعواش شده و شوهرشم یه آدم قهرقهرو که بریم میخاد قیافه بگیره واسه من و با من حرف نزنه

واقعا چجوری برم اخه

از طرفی این خواهرشوهرم ادم خوبیه خیلی کمکم میکنه روم نمیشه برم خونش بشینم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

چی بگم والا

0a | 29 ثانیه پیش
2791
2779
2792