مشکل از اونجایی شروع شد که ماکارونی خراب شد شما غذا سفارش دادی
باید مشکل رو پیدا میکردی و بعد حلش میکردی اون موقع یه ادم خوشحال بودی
من اولین بار که میخواستم کیک درست کنم اصلا نپخت
ریختم دور یه بار دیگه درست کردم همش موادش گوله شد خراب شد توی پختم سوخت
بار سوم اینقدر قشنگ درستش کردم که هرکی خورد فکر کرد کیک امادست
برای هرچیزی همینه وقتی یه کاری رو خراب میکنی تا درستش نکنی ذهنت اروم نمیشه و ارامش نمیگیره
الانم غر بیخود نزن فیلم قشنگ بذار کولر روشن کن غذارو با فیلم بخور با نوشابه تگری
زن بردنم الکی نیست تکیه گاه بودنم ابکی نیست
تا بخوای تکیه گاه بشی ماکارونی های زیادی رو باید از چسبناک بودن خلاص کنی
کار کن تلاش کن زن زندگیتم پیدا میکنی
وقتتو به غر و فکر الکی نگذرون
تلاش کن سطح درامد و تفکرت رو بالا ببری تا با افتخار دست زنتو بگیری ببری خونت