اره حقش بود اون دعوا راه انداخت و پرید بهم دسته دسته موهای سرمو کند و فحشای بد و ناموسی میداد اونم جلوی بچم ی دختر 9 ساله چشم و گوش بسته
بچم از ترسش مث بید میلرزید طفلکی
خاک تو سرش کنن از اون شبه ک باهاش قطع رابطم
قبلاً هم هی دنبال دعوا راه انداختن با من بود ولی من هی ندید میگرفتم تا اون شب ک دوباره خودش پیش قدم شد
منم دوست نداشتم آدم روش تو روی خواهر و برادر بزرگ خر باز بشه ولی وقتی خودشون دوست دارن کاریش نمیشع کرد