من زن عموم چند سال پیش خیانت کرد ودوتا بچه هاست رو گذاشت و رفت . اولش بچه هارو با خودش برد ودوماه به بار به زور بچه هارو نشون میداد .از فامیلامون خبر رسید که بچه ها همین طور تو کوچه ها اینا ول هستن .
عموم خیلی ناراحت بود. حتی شاید باورتون نشه خانواده ما با زن عموم اون سال ها خیلی صحبت کردن که به خاطر بچه هات برگرد ما تورو میبخشیم. اما گفت نه من نمیتونم حتی اگه اشتباهم باشه میخوام سرم به سنگ بخوره.
بعد چند مدت که بچه هایش پیش خودش بود فکر کنم خانواده اش گفتن برو این بچه هارو بنداز جلو باهاشون و...
اینم اومد تو دادگاه گفت. من مشکل روانی دارم نمیتونم بچه هامو نگهداری کنم.
ما هم از خدامون بود و مادربزرگم ومامانم از دوتا بچه مراقبت میکردم خیلی اوضاع بدی بود.
شخصیت زن عموم خیلی بده یعنی فقط دنبال آسیب زدن به عمومیفکر کنید هر هفته یه دعوا درست میکرد هر هفته عموم باید بچه هاست رو میبرد تا روستا اون زن