2777
2789

متاسفانه جواب پاتولوژیم اومد .گرید سه . از دیشب ک اومده تا صبح نیم ساعت ی بار بیدار شدم .بی قرارم .همش میگم خدایا چی میشه معجزه کنی .من هرچی هم عمر کنم از اینجا ب بعد همش با استرس میگذره .ی بچه سه ساله دارم دوروزه انکار فهمیده همش میگه مامان چرت بغلم نمیکنی تو بیا غذام بده تو منو ببر بیرون .دلم میسوزه .خیلی میسوزه .چرا وقتی خدا می‌تونه با ی چشم بهم زدن شفا بده نمی‌ده ؟؟؟؟؟؟چرا .خدایا اگه قسمت من اینه تا همینجا زنده بمونم ب خاطر بچم سرنوشتم رو عوض کن .چند روزه بدجور درد کمر گرفتم .ریمم خرابه .میترسم برم اسکن بگن متاستاز کرده و این یعنی دیگه تمام .آخ من چطور از بچم دل بکنم 

برام دعا کنید ک خیلی محتاجم🙏

متاسفم اسی

منم هم خانواده پدریم هم مادریم سرطان ارثی دارن واقعا از نزدیک میبینم خیلی اذیت کنندس

اما امیدوار باش به زندگی سرطان سینه قابل درمانه

  اگه دوست داشتی برای بابام دعا کن🥰سیاه قلم کار میکنم❤کاربری دست ۳تا دوسته🫶کاربر اصلی ام آموزش مجازی سیاه‌قلم دارم  ترمی ۷۵ هزارتومن اگر دوست داشتی بهم اطلاع بده اینستامو بهت بدم

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

عزیزدل ناامید نباش.دکتر برای درمان چی گفت؟میشه بگی علائمت چی بود که رفتی دکتر و آزمایش دادی؟

🍀از پاهاییکه نمی‌توانند تورا به ادای نماز ببرند انتظار نداشته باش که تورا به بهشت ببرند،،،قبرها پر است از جوانانی که می‌خواستند در پیری توبه کنند...🍀

ناامید نباش. خیلیا هستن درمان شدن. خیلیا

بزن باران به نام هرچه خوبیست /به زیر آوار گاه پایکوبیست /مزارع تشنه جویباران پر از سنگ /بزن باران که وقت لای روبیست /بزن باران بهاران فصل خون است /بزن باران که صحرا لاله گون است /بزن باران و شادی بخش جان را /بباران شوق و شیرین کن زمان را /به بام غرقه در خون دیارم /به پا کن پرچم رنگین کمان را

عزیزدلم

چرا آنقدر خودتو باختی، سرطان سینه چیزی نیس که درمان نداشته باشه. 

همین الان 3نفر از فامیل و آشنا های من درگیر سرطان سینه هستن و دارن درمان میشن

خاطرات کهنه را آخر شبی خواهم نوشت /دخترم باید بداند مادرش دیوانه بود...

وای یا علی 🥺🥺

خدا کمکت کنه.اما امیدوار باش.خداشاهده ما بدترین نوع سرطان خون داشتیم با شیمی درمانی خوب شد.یا مثل شما.فقط روحیتو حفظ کن.بدنتو تقویت کن که توانایی مبارزه داشته باشی. 

علایمت چی بود؟

آیه یاس رو رو بیدار کنار..این افکار خون رو اسیدی می‌کنه..نوره درمانی(نوره زرنیخ دار) درمانته...تاپیکهاش هست یکی خواهرش گرفته هرروز میزد کلا از بین رفت یکی دیگه هم

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️

قربونت برم الان خیلی ها درگیرن این دفتر دستکی که تو گرفتی آدم سالم از پا میندازه برای این بیماری روحیه بهترین درمانه انشالله که خدا خودش طوری شر این بیماری از سرت کم میکنه که خودت هم حالیت نشه پنج تا حمد میخونم

ایشالا که شفا بگیری برای درمانت باید قوی باشی البته الان طبیعیه که شوک بهت دست داده از نزدیکان من هم درگیره😭

بچه ات به یه مادر قوی نیاز داره 

تو شکستش میدی علم پیشرفت کرده میدونی یه روز بیماری فشار خون هم حتی کشنده بود اما الان کاملا قابل کنترله سرطان پستان دیگه مثل قبل نیست خیلی ها درمان شدن

عزیزم گلم حق داری درست میگی ازخدا سلامتی برات میخوام وسایه ات برسرکودکت 

استرست طبیعی هس حق داری جوونم خیلی جووونی از پسش برمیایی فقط خودتوننداز 

ولی بدون باافتادن فقط روحت فرسوده میشه وازدرمان عقب میمونی هرروز برو پیاده روی پارک غذا سالم بخور درمان وشروع کن یک برنامه ریزی کن جدیدداشته باش مطالعه کن نزارازپادربیایی میبینی خیلی قشنگم درمان شدی 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792