با این رفتار های مادربزرگم انگار داداش من دشمنشه ایشالا اینهمه که داداش منو نفرین میکنه بمیره
سر عزیزترین کسش این بلا بیاد بمیره
پرسید به خودت افتخار میکنی؟! گفتم: خیلی زیاد.. گفت: چرا؟ گفتم: هیچکس نمیدونه من چند بار خودم رو از اول بازسازی کردم تا امروز اینی باشم که هستم، قوی، مستقل، کسی که یاد گرفته هر جایی احساساتشو خرج نکنه و هر چقدرم زمین خورد خودش تنهایی بلند شه.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
پرسید به خودت افتخار میکنی؟! گفتم: خیلی زیاد.. گفت: چرا؟ گفتم: هیچکس نمیدونه من چند بار خودم رو از اول بازسازی کردم تا امروز اینی باشم که هستم، قوی، مستقل، کسی که یاد گرفته هر جایی احساساتشو خرج نکنه و هر چقدرم زمین خورد خودش تنهایی بلند شه.
هي جلو چشمم ب داداشم میگه ایشالا بمیری مامانت راحت بشه توروخدا اگه کسی به بچه تون این حرفو بزنه ناراحت نمیشید ی زن پیر 70 و چند ساله با یه بچه 8 ساله لج میکنه
پرسید به خودت افتخار میکنی؟! گفتم: خیلی زیاد.. گفت: چرا؟ گفتم: هیچکس نمیدونه من چند بار خودم رو از اول بازسازی کردم تا امروز اینی باشم که هستم، قوی، مستقل، کسی که یاد گرفته هر جایی احساساتشو خرج نکنه و هر چقدرم زمین خورد خودش تنهایی بلند شه.
محل نده،آدم وقتی پیر میشه دست خودش نیسمث بچه ها میشنشنیدم میگن آدمیزاد دوبار بچه میشه یبار وقتی بدنی ...
فقط با داداش من اینجوریه و پسر خالم وگرنه دخترای اون یکی خالم هر بلایی سرش بیارن میگه عب نداره فدا سرش اما تا بابابزرگم با داداشم حرف میزنه خمس میگه اونو لوس میکنی اصلا چرا باهاش خوب حرف میزنی و فلان
پرسید به خودت افتخار میکنی؟! گفتم: خیلی زیاد.. گفت: چرا؟ گفتم: هیچکس نمیدونه من چند بار خودم رو از اول بازسازی کردم تا امروز اینی باشم که هستم، قوی، مستقل، کسی که یاد گرفته هر جایی احساساتشو خرج نکنه و هر چقدرم زمین خورد خودش تنهایی بلند شه.
محل نده،آدم وقتی پیر میشه دست خودش نیسمث بچه ها میشنشنیدم میگن آدمیزاد دوبار بچه میشه یبار وقتی بدنی ...
داداشم میخواد با دخترخاله هام بازی کنه به دخترخاله هام میگه محلش ندین امروزم دخترخالم داشت جیبای برادرم و میگشت منم رک بهش گفت آدم دست تو جیب یکی دیگه درحالیکه داداشم کاری نمیکنه به داداشم میگه دزدی میکنی
پرسید به خودت افتخار میکنی؟! گفتم: خیلی زیاد.. گفت: چرا؟ گفتم: هیچکس نمیدونه من چند بار خودم رو از اول بازسازی کردم تا امروز اینی باشم که هستم، قوی، مستقل، کسی که یاد گرفته هر جایی احساساتشو خرج نکنه و هر چقدرم زمین خورد خودش تنهایی بلند شه.