بالاخره رقابت و شروع کرد و واقعا خوشحالم
من عروس کوچیکه ام ، خیلیم دوسش دارم
اوایل ازدواجم که رفتم خونشون، دهنم باز موند از حجم کثیفی خونه ( نا مرتبی نه ها ، کثیفی)
حس میکردم انگیزه زندگی کردن نداره حوصله نداره
یعنی حجم کثیفی ها غیر قابل باور بود
ماه پیش که رفتیم خونشون کمی کمکش دادم بدون اینکه بگم چرا انقدر کثیف همه جا ، کمی تمیز کردم
دیشب خونه ما بودن و خونه مام برق میزنه و نو بودن وسایل هم بی تاثیر نیست
کلی ام من پزیرایی خوب انجام دادم
امشب که رفتیم خونشون تغییر و احساس کردم
۴۰ درصد خونه تمیز تر شده بود
مرتب کرده بود ظاهر و
مدل دکوراسیون و مثل خونخ من تغییر داده بود
وسایلی که من برا پزیرایی آماده کرده بودم اونم با سلیقه چیده بود
جوری که شوهرم بهم گفت داره خودش و دیگه جمع میکنه و باهات رقابت و شروع کرده خدا رو شکر