لطفا قضاوتم نکنین خودم از این شرایط هرروز آرزوی مرگ دارم
طولانیه حوصله کنین لطفا بدون قضاوت 💔💔💔💔
قبل ازدواجم با یه آقایی آشنا شدم تا مرحله نامزدی پیش رفتیم و متاسفانه کار به رابطه جنسی کشیده شد
به مشکل خوردیم و مشاور و خانواده ام گفتن بهتره عقد نکنین چون اختلاف میخورین
بخاطر علاقه زیاد و وابستگی مریض گونه تن داده بودم به اون رابطه .
وقتی اختلاف شدید خوردیم شوهرم اومد خواستگاریم ،دوسه هفته بعدش اون پسر رو دیدم مثل دیوانه ها شده بودم تن دادم به رابطه باهاش اون شب ولی بعدش از چشمم افتاد هرکاری کرد گفت پشیمونم برگرد جبران میکنم اما قبول نکردم و از همه جا بلاکش کردم .بهش گفتم نمیخامت دارم ازذواج میکنم .مزاحمم نشو توبه کردم دیگه هیچ خطایی نکردم.
با شوهرم ادامه دادم رفتیم مشاوره، تعامل بیشتری کردیم دیدم پسر خوبیه قبولش کردم
دوماه و نیم بعد اون رابطه جنسی با اون پسره ، با شوهرم عقد کردم .
حالا من تنبلی تخمدان دارم و چند ماه به صورت پراکنده داروی سیپترون کامپاند میخوردم . اینقدر تحت فشار روانی ام که یادم نمیاد تو این فاصله دوماه و نیمه پریود شدم یا نه ( اما یه چیزایی میاد تو ذهنم که یکبار شدم ****)اما مطمئن نیستم
یکماه قبل عروسیم قرصمو تموم کرده بودم و نرفتم بخرم بخورم.
حدس میزدم شاید پریودم نامرتب شده باشه . اما فکرشم نمیکردم باردار بشم زود
با شوهرم رابطه داشتم شب عروسیم و ۱۳ روز بعد رفتم آزمایش دادم ۱۱۰ بود بتا .
سونوگرافی ها هم دو هفته دوهفته و نیم همیشه سن بچه رو از ازدواجم بیشتر نشون میده
خیلی نگران و آشفته ام زندگیم داره خراب میشه هرروز کارم گریه هست که بچه از شوهرم نباشه
همه میگن اسپرم خیلی تو بدن بمونه ۷۲ ساعته و نابود شده ۳ روزه تو بدنت. و بچه از شوهرته
الان نزدیک ۱۶ هفتمه اما تازه ۱۳ هفتس ازدواج کردم