سلام ببینین پدرشوهرم اینا پایینن ما بالا کلا همیشه هر چه میشه من احترام میزارم ۱۲ ساله هیچی نمیگم البته تو روم چیزی نگفتن همش پشت سر بوده حالا اونشب با شوهرم دعوام شد شوهرم کلی بد و بیراه گفت بعد پدرشوهرم طرفدار منه دخترم گفت مامان عمه به پدر گفته چرا طرفداریشو میکنی اون اصلا پسر تو رو دوست نداره چند بار به من گفته میرم سرکار یه خونه میخرم و دست بچه ها رو میگیرم میرم )من پارسال تابستون بچه م بیمارستان بود حال روحیم داغون بود گفتم دوست دارم دست بچه رو بگیرم برم جایی هیچکی و نشناسم این اومده از این حرفم حرف دراورده)دارم میسوزم نمیتونم این حرفشو بدون جواب بزارم به نظرتون چیکار کنم
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
من باشم بدون جنگ و دعوا تو فضای آروم جلوی همه با حفظ خونسردی مسئله رو پیش میکشم میگم فلانی یادته پارسال تابستون بچه ها مریض بودن من دس تنها بودم حال روحیم داغون بود تو کنارم بودی تو رو مثل خاهرم میدونستم اون لحظه هیچ امیدی نداشتم فشار روم بود یه حرفی جلو تو زدم که تو بهم دلداری بدی ارومم کنی ولی شنیدم پشت سر این حرفو پیرهن عثمان کردی درسته؟ تا ب تته پته بیفته
کاربری سال نودوهفتم ب چوخ رفت😊روحش شاد.. سرشارم از مشکل.. اینقد مشکلات وحشتناکی دارم ک خودمم میترسم بهشون فکر کنم. دوس داشتی برام دعا کن🙏🏻🌺
چطور به خودشون اجازه میدن انقدر وقیح باشن و زندگی خراب کنن
بخدا از دیروز انگار تو آتیش دارم میسوزم انقد عصبانیمنمیدونم تو رفتارم نشون بدم و هر دفعه یه تیکه بهش بندازم که تو شوهرت و دوست نداشتی که طلاق گرفتی یا نه برم به روش بیارم بگم چرا این حرفو زدی
چطور بعد این حرف خیلی زشت آروم باشم منی که باهمه چی شوهرم ساختم ۴ سال اول که انقدر زجر کشیدم تا اعتیادش خوب شد بعدم مسئولیت خونه و بچه ها رو من به دوش میکشم و طلاهامو بهش دادم که ماشین بخره اصلا هیچوقت تو دعوا اون به من فحش میده من بهش نگفتم رو چشمت ابروعه آنوقت یه حسود خاله زنک بیاد این حرفو بزنه اون حتما پیش کل فامیل میگه