توی ی رابطه ی طرفه بودم و خوشحال ک کنارمه...همین ک بود کافی بود برام....مهم نبود اصلا منو نمیبینه الویتش نیستم هر حرفی ب زبون میاورد و ناراحتیم براش اهمیتی نداشت...
برای همه این رفتاراش دلیل میاوردم ک الان عصبیه الان فکرش مشغوله الان فلانه...کور بودم کاملا. بعد رفتنش نابود شدم افسردگی شدید...الان ک نگاه میکنم ب عکساش با خودم میگم چرااااا خودتو واسه ی نگاهش کشتی و اونم اونقد ناز میکرد برات
چرا اینقد بزرگش کردم اخه...حس رهایی دارم وقتی کنارش بودم اونقد خودکم بینی داشتم ک انگار حبس بودم تو ی زندانی که خودم برا خودم ساخته بودم و نمیخواستم باور کنم ک دوسم نداره....
الان پذیرفتم ک دوستم نداشته و نداره و چقد آروم شدم...
خدایا شکرت💚 روزای دردناکی بود ک برام کلی درس داشت