من عقدم
عصری از سرکار اومد گفت میخوابم خستمه
امشب یه دف مامانم گفت چقد هوا سرده امشب فلانی یعنی شوهرم سردش نبود بیرون با موتور گفتم کجا گفت با رفیقش بیرون بودن
منم به شوهرم گفتم عصر خابیدی آره گفت آره گفتم خاب بودی مطمئنی گفت آره کلی جیغ و داد زدم گفت رفتم پول واسه مامانم انتقال بدم رفیقمم دیدم سوارش کردم اما مامانم اینا دیده بودنش داشته میرفته یه جایی ک تو شهرمون تفریح گاه هست کلی جیغ و داد زدم گفتم چرا گولم زدی گفت گفتم خابی از خاب بیدارت نکردم زود برمو بیام
دروغ میگه مگه ن اگ راست میگفت موقعی بیدار شدم بهم میگفت رفتم بیرون کار همیشگیشه مگه ن 😭😭چیکار کنم خدایا گیر افتادم شما بودین چیکار میکردین خداوکیلی 😭