زنی برای اینکه بفهمه شوهرش بعد از رفتن اون چه احساسی پیدا میکنه یه نامه مینویسه که نوشته : من دیگه تو رو دوست ندارم و از این خونه میرم.
بعدش زنه میره و زیر تخت قایم میشه!
مرد وقتی وارد خونه میشه و نامه را میخونه، هورا میکشه، بعدش توی نامه یچیزی مینویسه و به زن دومش زنگ میزنه و میگه که از شر زنم خلاص شدم و سریع بیا کافه!
بعدش زنش که از عصبانیت نمیدونسته چیکار کنه، منتظر میمونه تا مرد بره و بعد میره نامه رو میخونه که نوشته : پات از زیر تخت معلوم بود، من رفتم نون بگیرم😁