من از والدین کثیفم بیزارم
اکثر شبهای عمرم که مثل امشب نخوابیدم داشتم توی ذهنم خودم رو با لباس عروس و آرایش بالای سر فبرشون خودم رو تصور میکردم
تصور میکردم با دندون ها و ناخن هام بدنشون رو تکه تکه میکنم
من هیچی برای بدست آوردن یا از دست دادن ندارم من یه غبار بی ارزشم منو بتکونید و برید