2777
2789
عنوان

🤍🤍🤍

34 بازدید | 1 پست



روزی پادشاهی قدرتمند و ثروتمند در بستر مرگ قرار گرفت. او تمام عمر خود را صرف جمع‌آوری ثروت و گسترش قلمرو خود کرده بود. در لحظات پایانی زندگی‌اش، پزشکان و مشاورانش را فراخواند و گفت: «آیا هیچ راهی وجود دارد که بتوانم حتی یک روز دیگر زنده بمانم؟ حاضر هستم تمام ثروتم را بدهم تا فقط یک روز دیگر زندگی کنم.» پزشکان به او پاسخ دادند: «ای پادشاه، مرگ چیزی است که هیچ‌کس نمی‌تواند از آن فرار کند. حتی قدرت و ثروت شما نیز نمی‌تواند آن را به تأخیر بیندازد.»


پادشاه با شنیدن این سخنان، به شدت ناراحت شد و گفت: «تمام عمرم را صرف چیزهایی کردم که اکنون هیچ ارزشی ندارند. چرا زودتر نفهمیدم که زندگی واقعی در محبت، خدمت به دیگران و ایجاد ارتباطات انسانی است؟»


او سپس وصیت کرد که تمام ثروتش را بین نیازمندان تقسیم کنند و از مردم خواست که از اشتباهات او درس بگیرند و زندگی خود را با معنا و هدف سپری کنند.

🤍🤍🤍


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

طرح مادران

جانمr | 13 ثانیه پیش

ناهار چی دارید

sophi99 | 17 ثانیه پیش

مکمل

leila۲۳۷۱ | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز