2777
2789
عنوان

تو بودی جدا میشدی ❓

278 بازدید | 14 پست

منو نامزدم سنتی آشنا نشدیم.

اوایل آشناییمون، یه خواستگار سنتی  هم داشتم که چون نمیدونستم کدوم جدی ان، با خواستگار سنتیم هم چند جلسه ای مشاوره رفتم و بعد هم بهشون جواب منفی دادیم. (حتی به این خواستگار سنتی، شمارمم ندادم.)


خلاصه میگذره تا اینکه نامزدم یه روز میاد بدون اجازه من دفتر خاطراتم رو میخونه و میفهمه اون موقعی که باهاش آشنا شده بودم، همزمان با خواستگار سنتیم هم جلسه مشاوره میرفتم ... (یکمم رمانتیک نوشته بودم چون دست به قلمم خوبه)


بخاطر اینکه شخصیت خود شیفته و کینه ای داره، بدون اینکه من بفهمم میره با چندتا دختر خیابونی به من خیانت میکنه تا دلش خنک بشه! و بعد هم اومد پیشم اعتراف کرد و گفت توبه کرده و دیگه هیچوقت خطایی ازش نمیبینم.

بهم گفت این کارو کرده چون حس خشم و انتقام داشته!


من هیچوقت این کارشو نمیبخشم اما چون سه سال از عمرم باهاش سپری شده و خانواده ها در جریانن و ... ادامه دادم.

منم برای اینکه بفهمه چقدر کارش زشت و ... بود و با روانم چیکار کرده، با یه دوست قدیمی ۱ الی ۲ بار قرار گذاشتم و هیچ کار خطایی هم نکردم. بعدشم به نامزدم گفتم ببین من خودمو توی موقعیت تو قرار دادم و با اینکه پر از خشم و ناراحتی بودم اما نتونستم و به خودم اجازه ندادم خیانت کنم، پس تو ذاتت خرابه که تونستی با چندتا خیابونی بخوابی و به اسم انتقام، عذاب وجدانتو خنثی میکنی! و احتمالا در آینده هم راحت با این خرابا هم بستر میشی!

ایشون هم با اینکه من حتی نصف خطاشو انجام نداده بودم، کلی بهم بی احترامی کرد، تهمت زد، داد زد، دست بلند کرد و تهشم گفت بیا ببرمت دکتر تا فلان چیزو برات بدوزه و برو گمشو!


منم گفتم لازم نکرده چون چیزی از ارزشای من کم نشده، همینکه شرتو از زندگیم کم کنی کافیه 


کی مقصره؟

من میدونم دست از سرم برنمیداره اما هیچی سر جاش نیس، حالم خوب نیس

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


چنین فردی برای من قابل تحمل نیست

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز