روزی روزگاری سرزمینی به اسم نی نی سایت وجود داشت، اهالی آن سرزمین افرادی بودند خاله زنک که کارشان شکایت از اقوام شوهرشان در تاپیک هایشان بود. اگر به نی نی سایت بروید ممکن است بار ها و بار ها شاهد چنین حرف هایی باشید: مادر شوهرم بهم گفت بالای چشت ابروست، جاریم تو صورتم عطسه کرد، خواهر شوهرم مامانشو از من بیشتر دوست داره و کلی چیز ها از این قبیل.
اکثر اهالی نی نی سایت خانم های متاهل بودند اما در بین آن ها چند نفر دیگر بودند سنشان از آنها پایین تر بود و این تاپیک ها آن هارا خسته کرده بود. یکی از این افراد میدوری بود.(خودمم آوردم تو داستان🤣)او دیگر از این وضع خسته شده بود. تا اینکه راجب سرزمینی به نام تستچی شنید پادشاه آنجا ممد بود که با ملکه اش که حنا نام داشت بر آنجا حکومت میکرد.
😍 خانوم معلم آینده 📚👩🏻🏫 🌱 معــــجــــزه کــــن ؛ صـــبــر مــــرا ... `` و من یَتَوَکل الله`` متاهل و صد البته متعهد 😌🌱 💫 من یه اسفندی ام 🌨️ مغرور ، جذاب ، لجباز 💫
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
او خوشحال شد. بالاخره صبر هایش نتیجه داد. دیگر مجبور نبود مسائل خاله زنکی نی نی سایت را تحمل کند. او حتی در سایت چیز های بد را فهمید و پاکی اش را از دست داد.(برگرفته از واقعیت🤣 استغفرالله ناظر اینجا نشسته ها😐) اما امروز وقت آن بود که خود را از این وضع خلاص کند. خلاصه او به همراه چند تن از اهالی نی نی سایت که وضع اورا داشتند به تستچی سفر کرد.
میدوری خوشحال بود. دیگر مجبور نبود مسائل خاله زنکی نی نی سایت را تحمل کند. بالاخره صبر هایش نتیجه داد. خلاصه او به همراه چند تن از اهالی نی نی سایت که وضع اورا داشتند به تستچی سفر کرد.
در تستچی از آن ها به گرمی استقبال شد، درست بر عکس وقتی که در نی نی سایت بودند. آنها با یکی از اهالی تستچی که مرینت نام داشت دوست شدند. مرینت گفت که باید شما را به قصر پادشاه ممد ببرم تا به شما چیز هایی از تستچی بگوید.(آقا نخند دیگه برای رفتن پیش ممد چیزی به جز این به ذهنم نرسید 🤣)در قصر ممد: ممد:خب پس شما چند نفر از سرزمینی دیگر آمده اید. بگویید ببینم قبلا در چه سرزمینی زندگی میکردید؟ میدوری: در نی نی سایت، البته نی نی سایت از تستچی خیلی دور است. ممد: چی؟ نی نی سایت؟😰 ام... چیز... lisa، ravenhood بیاین اینجا. دو نفر بعد از گفتن این حرف آمدند. آنها دو تن از سربازان پادشاه ممد بودند. ممد:این جاسوسان را در سیاه چاله بیاندازید و هفته ی دیگر سرشان را بزنید. میدوری: چراااا ما که کاری نکردیم!!! آن دو میدوری و همراهانش را در سیاه چاله انداختند و آن ها با نا امیدی سعی کردند تا قبل از رسیدن روز اع*د*ام فرار کنند که این سعی هایشان هم بی نتیجه بود پس باید میگذاشتند سرنوشت برایشان تصمیم بگیرد. *این داستان مسخره ادامه دارد*
و از وقتی که عکسها برای کاربران قدیمی ، و برای کاربران جدید هم عکس ها هم تاپیک ها هم تک تک پستها بای ...
👌👌👌
🟩 🟩 هرکسی به روش خودش خدا رو درک می کنه راه های رسیدن به خدا برای هرکس فرق می کنه. در مورد دیگران قضاوت نکنید، تا خودتان مورد قضاوت قرار نگیرید. دیگران را محکوم نکنید، تا خدا نیز شما را محکوم نکند. دیگران را ببخشایید تا خودتان نیز بخشوده شوید. انجیل لوقا باب ۶ آیه ۳۷ 🦋🦋🦋 درخواست دوستی رد می کنم.