یکی از اقوام نزدیکمون امسال یازدهمه
دیشب دیدم داره گریه میکنم خونشون مهمونی بودیم پرسیدم آجی (من بهش آجی میگم چون خیلی با هم صمیمیم هستیم )چی شده برگشته میگه این همه روی ۶تا درس نهایی وقت گذاشته و تاریخ و انسان و محیط و این درسها که نهایی نیست رو نخونده
ریاضی و فیزیک همه که نهایی نیست رو فقط فرمول تستی و راه های تستی خونده و تست زدم
بچه ام کلی گریه کرد و ناامید بود الانم الانم حالش خوب نیست میگه من نمیتونم برسونم زمانم خیلی کمه همش میگه عقبم
تروخدا بگید چی بهش بگم که آروم بشه و اینکه فوق العاده استرسی هست
درسش خوبه و نمونه درس میخونه ولی الان اصلا انگیزه نداره دیگه
آخه خاک بر سرشون کنن که با روح و روان داشن آموزا بازی میکنن
دلم برای همشون میسوزه بخدا گناه دارن همینجوری زیر فشار هستن اینا هم دارن بد تر میکنن
اون همه دهم استرس کشیدن آخرش برداشته شد و هیچی به هیچی
خاشاک برسر بی لیاقتشون که چنین پستی رو دادن که مثل دیوانه ها میگیرن میخوابن بیدار که میشن نظرشون عوض میشه