من و دوستم الان بیرونیم اومدیم داخل پارک نشستیم
بعد دو تا پسر اومدن بهمون گفتن که شماها به ما فحش دادین بعد خیلی هم عصبی بودن
بعد حالا ما دوتا هم هنگ کرده بودیم
بعد دیدم یکی از دوستاش لباسش هی داره میره بالا اونی که دوست پشت سر هی داره لباس اونو میکشه پایین
بلکه دیدن دیدم داره چاقو از زیر لباسش میاره بیرون 😐😐😐 مارو میخواست بکشه 😐
اینم بگم که ما حجاب و لباس خاصی نپوشیده بودیم .
مثل بقیه و عادی بودیم
فکر کن داخل پارک نشستی دو تا پسر بیان بخوان بکشنت
بعد از قیافش هم مشخص بود قصد دارن شوخی کنه قشنگ عصبی عصبی عصبی بودن