2821
2789
عنوان

داداشم نمیزاره سنتی ازدواج کنم

248 بازدید | 19 پست

نمیدونم چرا به ازدواج سنتی اعتقادی نداره خودش هم تنها کسیه تو خانواده و فامیل که با همسرش دوست بودن ولی خوشبخت نیستن واقعا(از این نظر میگم خوشبخت نیستن چون مشکلات زیادی دارن تو عقدن و خانواده ها هم مشکل دارن)اما به من میگه توام باید خودت با طرف اشنا بشی ولی من واقعا اینطوری پسندم نیست چون خانواده من بعد از چند سال هنوز نتونستن عروسشون رو بپذیرن و بخاطر داداشم احترامشو دارن من نمیخام اینجور باشه کلا تو محیط زندگی من خیلیا هستن که دوتا جارین یکی سنتی یکی صنعتی😅سنتیه احترامش بیشتره ولی داداشم اجازه نمیده من سنتی ازدواج کنم،سنتی حالا هم مث قدیم منظورم نیست که دختر پسر سر سفره عقد همو میدیدن

 بیخیال از هر خیال🌱

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یه بارم داداشت عاقله میخواد نیفتی تو چاه، خودت دلت میخواد بیفتی تو چاه

تو نمیفهمی چی میگه

ولی هرچقدرم مشکل داشته باشن اون انقدر عاشق زنش هست که بفهمه چرا نباید سنتی ازدواج کنی

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
یه بارم داداشت عاقله میخواد نیفتی تو چاه، خودت دلت میخواد بیفتی تو چاهتو نمیفهمی چی میگهولی هرچقدرم ...

من به این دلایل نمیتونم با کسی اشنا بشم 

چون پدر و مادرم این ازدواج رو قبول ندارن 

دل در گرو کسی ندارم به کسی علاقه ندارم کیسی مدنظرم نیس 

شهر کوچیکه و پر میشه همه جا

 بیخیال از هر خیال🌱

من خودم هم سنتی ازدواج کردم ولی همیشه با خودم میگم کاش قبل ازدواج بیشتر با شخصیتش آشنا میشدم .

اگه خانوادتون اجازه این شناخت بیشتر رو میده که سنتی ازدواج کنین اما اگه اجازه نمیدن و همون سنتی هم خیلی بسته است که بهتره خودتون یه مدت زمانی رو برای شناختنش اختصاص بدین 

شاید برادرتون خیلی تو قبل ازدواج پیشروی کرده و با هم رابطه داشتن که اینجوری خانواده گارد دارن 

ولی میشه بدون رابطه داشتن هم با هم باشید و فقط روی شناخت تمرکز کنید بعدم لازم نیست حتما خانواده رو در جریان جزئیات قرار بدین که حساس بشن

نمیدونم ولی ازدواج سنتی رو دوست نداره میگه باید آشنا بشی خودت بری بیای دوست باشی من اصلاااا پسندم نی ...

من خودم ازدواج سنتی دوست ندارم ولی ازدواج هر کس به خودش مربوطه شما با خواستگاری که مورد پسندت بود برو بیا 

فکر کنم منظور داداشت اینه بدون عشق ازدواج نکنی

به داداشت چه ربطی داره کاری که فکر میکنید درسته انجام بده مگه اون از شما نظر خواست

با من از سم حرف نزنید! ۱۲ سالم بود بابام برام گوشی خرید. بعد چند روز یه مزاحم زنگ زد گفت میشه آشنا شیم؟🌝 هول شدم گفتم شب زنگ بزن😐تا شب از استرس حالت تهوع داشتم😂😂😂😂وقتی زنگ زد سریع گوشیو برداشتم گفتم خجالت بکش مردک. مزاحم نشو! دیگه حق نداری به من زنگ بزنی🥲🤧🤧🤧🤧
من خودم هم سنتی ازدواج کردم ولی همیشه با خودم میگم کاش قبل ازدواج بیشتر با شخصیتش آشنا میشدم .اگه خا ...

داداشم و همسرش ۸سال با هم دوست بودن و بقول شما خیلی پیشروی داشتن به همین دلیل خانوادم راضی نیستن پدر همسرشم بعدا که متوجه شده دوست بودن گفته بود اگر میدونستم نمیزاشتم ازدواج کنن

 بیخیال از هر خیال🌱

بخدا خوب نیس خواستگار سنتی خوبم داشته باشی میگه نه هرچند مورد تاییدش باشه

خب این کارش عجیبه 

به هر حال نمیشه خودت بری از تو کوچه شوهر انتخاب کنی که...

باید یکی بیاد خواستگاری که شناخت بیشتر رو پیدا کنین از هم بعدم اگه مناسب بودین ازدواج اگه هم نه که هیچ

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز