2777
2789

بچه ها من ۹سال با شوهرم دوست بودم تقریبا از ۱۶سالگی..الان ۹ماهه باهم نامزد کردیم خداروشکر همه چی عالیه از در و دیوار برامون پول میاد و خانواده هامون باهم خیلی خوبن..دقیقا بعد از نامزدی اینجوری برکت اومد به زندگیمون..ولی قبلش خیلی دستمون تنگ بود درامد شوهرم اصلا کفاف نمیداد..شوهرم یه دوست صمیمی داره که هم کلاس مدرسش بوده ماها همه از بچگی تا الان ده ساله باهم بزرگ شدیم و خیلی صمیمی هستیم..دوستش تا ۷ ماه پیش سرکار میرفت و درامد خوبی داشت همیشه از ما بیشتر پول درمیاورد و هوای ماروهم داشت..اما الان هفت ماهی میشه که با میل خودش از کارش استعفا داده و بیکار شده..ما یه دفتر داریم که تنها پرسنلش فقط خودمو شوهرم هستیم یجورایی مثل خونمون میمونه از صبح تا شب اونجاییم..حالا مشکلم اینه وقتی دوست شوهرم بیکار شد یه کپی از کلید دفتر مارو گرفت که صبحا نمونه تو خونه و بیاد دفتر ما پای لب تاب خودش بشینه یکم کار انلاین انجام بده ماهم چون باهاش صمیمی بودیم کلیدو دادیم ولی مشکل اینه الان شبانه روز دفتره ما هستش از صبح زود میاد تا ۱-۲شب هم میمونه..اصلا دیگه اجازه نمیده منو شوهرم تنها باشیم..بی خبر یهو کلید میندازه میاد تو..وقتی ما مسافرتیم رفیقشو میاره دفتره ما کلا یکم ارامشونو گرفته و اصلا بهمون فضا نمیده..چون در گذشته هوای مارو داشت من دلم نمیاد دماغشو بسوزونیم..از طرفی هم چون بیکار و تنها شده میدونم براش سخته تو خونه بمونه جلوی چشم خانواده باشه..دلمونم میسوزه براش..چجوری بهش بگیم کلیدمونو پس بده که ناراحت نشه؟؟اخه برای من و همسرم دوست عزیزیه نمیخوایم دلخور شه..فقط چون داره افراط میکنه خسته شدیم

برنامش چیه؟ نمیخواد دیگه سر کار برع؟

والا میخواست یه سری محصول تولید کنه و بفروشه ولی شکست خورد و موفق نشد..الان نزدیک به ۷ماهه که دفتر ماست..اصلا هم برنامه ای برای سر کار رفتن نداره

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

والا میخواست یه سری محصول تولید کنه و بفروشه ولی شکست خورد و موفق نشد..الان نزدیک به ۷ماهه که دفتر م ...

پس بهش بگین قراره از این ب بعد خودتون دوتایی تو دفتر بمونین حتی ی وقتایی شبا.  یه جورایی ک فک کنه زندگی دو نفرتثن یه مدت قراره اونجا باشه یه چند تا وسیلم ببرین ک فک کنه راست میگین

پس بهش بگین قراره از این ب بعد خودتون دوتایی تو دفتر بمونین حتی ی وقتایی شبا. یه جورایی ک فک کنه زن ...

خب همین الانشم همینطوریم..مثلا ما شب میخوابیم یهو صبح میبینیم کلید انداخته اومده بالای سرمون

اگه واقعا هواتونو دشته شمام یکم هواشو داشته باشید تا بره سرکار

اره خداییش خیلی هوامونو داشت..مام هواشو داریم..مشکلی هم با اومدنش نداریم..ولی خب توقع دارم قبل اومدنش زنگ بزنه بهمون بگه داره میاد..یهویی کلید نندازه بیاد..بالاخره ماهم تازه نامزد کردیم گاهی نیاز داریم تنها باشیم..این بنده ی خدا از صبح زود میاد تا نصف شب😔

چقد عجیب و سخت. خب باید درک کنه نباید یهو تو خلوت زن و شوهر بره.

واقعا نمیدونیم چطوری برخورد کنیم که دلش نشکنه..مراعاتشو میکنیم چون ادم وقتی بیکار میشه یکم دلش نازکتر و حساستر میشه..اما خب واقعا بهمون امون نمیده..انگار ما تو دفتر اون هستیم

احتمالا اونم از طرف خانواده تحت فشاره.  نمیشه بهش بگین قراره تا قبل عروسی یه سری وسیله جهیزیه رو بیارین و همونجا زندگی کنین باهم و خونه و دفترتون ی مدت یکی بشه.  اینو بهش زبونی بگین شاید متوجه بشه که نباید اینجوری بره و بیاد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز