امروز رفتم بیمارستان خیلی برام سخت بود مامانم ببینم واقعا و به هدف این رفتم ببینن تکلیف چی هست
خواهرم خواهش می کرد هزینه بیمارستان خصوصی بدم اینجا بمونه
و من گفتم من در توانم نیست
تسویه کردم پول بیمارستان
و گفتم انتقالش بدن بیمارستان عمومی
و در نهایت اصلا ندیدیم مامانم فقط کارای اداری و مالی کردم
و گفتم پول عمومی هر چقدر شد در همون حد واریز می کنم انتظار بیشتر ازم نداشته باشید
بعدم گفتند فوقش یه هفته دیگه بیمارستان بمونه بعد ترخیص می کنند
تا الان خپشی هاش برای بچه های دیگش بود بعد الان حال بدی هاش هزینش باید من بدم
خیلی کار خدا عجیبه این همه بدی بهم کرد بعد الان مهتاج به پول منه