رفیق صمیمیم بود،به خاستگارش جواب منفی داده بود منم گفتم کار خوبی کردی بی کلاسه یارو.
چون مادر پسره رفیقموتو استخر دیده بود و خواستگاری کرده بود ازش.
حالا رفیقم گفپشیمونم جواب منفی دادم گفتم منم بودم همین کارو میکردم
بهش برخورد از اون موقع باهم حرف نمیزنیم خیلی صمیمی بودیم.
و تو دانشگاه هیچ دوست دیگه ای ندارم ترم آخرم هستم میدونم کم مونده تموم بشه ولی نمیگذره لامصب.
چیکار کنم به نظرتون؟
حس میکنم ازم سواستفاده شده من اون همه واسش ارزش قائل بودم بعد اون انقد راحت منوکنار گذاشت...