برای من یه حال عجیبی ان مدل زندگیشون رفتاراشون خاصه
وقتی خواهراش هستن که اونام مجرد و مستقل هرکدوم یه جایی زندکی میکنن انگار بهتره یکی هست باهاش حرف بزنم ولی بقیشون یبس و یخ مث مجسمه ن
من میرم خونشون اونا نمیان و نیمدن تا بحال گاهی ازم شاکی و طلبکار میشن که چرا فلان بار گفتیم بیا نیمدی در این حد پرروان😂
اما خیلی وقتام یاد بدیهاشون می افتم و اصلن نمیتونم برم خونشون و نمیرم
مثلن عید که همه میرن و عیدی ب بچه هاشون میدن پدر بزرگوارشون ۱۰۰تومن عیدی داده بهمون😐 که واقعن نمیفهمم چرا مگه از اوضاع و بازار خبر نداره ولی شایدم نمیخاد بده و ازین قبیل رفتارا زیاد دیدم
مشکل بعدی که من دارم خود پسرشونه که اونم قبلن باهاشون و با رفتاراشون مخالف بود ولی الان خیلی تاییدشون میکنه و خیلی وقتا مث پدرش که شخصیت مغرور خودشیفته و زورگو داره رفتار میکنه
من کاری بهشون ندارم زنگشون نمیزنم اگه حسش بود میرم سر میزنم نبود نمیرم
هرچب مینویسم یاد یه رفتار دیگه می افتم عصبانی میشم😂😡