فامیل شوهرم دختره ده پنجاهی یه مرده همسن خودش پیدا شده بود
بنده خدا رفته بود روستا از صب کار کرده بود داشته می اومد گفته برا اینا میوه و گوجه خیار ببرم
با لباس راحتی میوه هارو دم در رسونده بودرفته بود
دختره ردش کرد گفت نباید با این لباسمی اومد
حالا همچین با کلاس و به روز هم نیستنا تو یه خونه خیلی قدیمی زندگی می کنن