کلاس سوم ابتدایی که بودم یه خانم دندونپزشکی اوردن تو مدرسه واسمون صحبت کرد
منم رفتم خونه مامانبزرگم اینا نشستم از حرفای دندونپزشکه به مامانبزرگم گفتن که اره اینطوری مسواک بزنید فلان شوینده دهان استفاده کنید فلان کارو کنید تا دندوناتون خراب نشه
یهو برگشتم دیدم دندوناش تو دستشه!!!
اولین و بزرگترین شوک زندگیم اونجا بهم وارد شد
پ.ن ( این داستان واقعی بود)