دختر عمم تازگیا با من چپ افتاده اصلا با هم صمیمی نیستیماااا ۳۵ سالشه بچه داره ۱۵ سال از من بزرگتره تو ایام عید چند بار دیدمش فقط بهم تیکه انداخت دیروز دوباره دیدمش یه بند داشت غر میزد که وای خسته شدیم وای فلان جمعه باید فقط بخوابیم بعد برگشت با یه لحن شاکی به من گفت تو با پولای داییم کیف میکنی اما من از شنبه باید برم سرکار وااا مگه من گفتم بری سرکار مگه حالا بابای من کارخونه داره ماهی ۵۰ میل خرج میکنم خب خودتم تا ۲۵ سالگی بابات خرجتو میداد مگه چیکارش کردم عجب گیری داده به من حیف بزرگتره منم زبون ندارم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دقیقا هر چی میکشیم از فامیله به شدت حسود فضول فتنه دورو
با مامانم اتفاقا پریروزا سر حسادت و بهم زدن رابطه خانواده ما سر فامیلش بحثم شد و داداشم امروز اومد نصیحتم کنه شروع کردم گفتم عامل و باعث مرگ بابای من همین زنای کثافت فامیل بودن چه عروس چه مادرم و چه فامیل مامانم ساکت شین حرف نزنین دید توپم خیلی پرررره