ما یه جمع ثابت داریم میریم سیزده به در هر چی خرجش شد بین خودمون علی السویه تقسیم میکنیم. امسال گفتم یه تنوعی بدم با دخترعموم رفتم. موقع جمع کردن وسایل صبحانه دیدم همه خوراکی ها رو تند تند میذاره تو سبد خودشون گفتم اونا مال منه گفت باشه بذار جمع کنیم بعدا برمیداری. ظهر ما گوشت چرخ کرده برده بودیم اونا هم مرغ. کوبیده درست کردن گفتن مرغ ها بمونه برا شام میخوریم. موقع شام هم گفتن ما گرسنه نیستیم اگه شما میخواین کباب درست کنین ما هم نخوردیم. چون من از شهر دیگه ای رفته بودم شب رفتیم خونه اونا نون پنیر خوردیم چایی خوردیم خوابیدیم. صبح بلند شد گفت پنیر نداریم میرم بخرم. گفتم من تو ماشین دارم نخر رفتم از ماشین آوردم بعد خواهرش فک کرد خریده گفت تو یخچال داشتیم که چرا خریدی؟ دیدم اینو هم گفته که من پنیر رو از ماشین بیارم. الان اومدم فوری یه چایی کیسه ای درست کنم دیدم اونو هم برداشته. خیلی از کارهاش ناراحتم. اصلا صحبت خوراکی نیست آخه این آدم از قحطی اومده؟!
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.