امروز تو پارک یه خانم معلولی رو دیدم که با شوهرش اومده بودن پارک
شوهره این خانم همینطور که با دست ویلچر و هل می داد با عشق به صورت زنش زل زده بود و کلا مشخص بود خیلی عاشقشه
حتی یه لحظه هم نگاش از روش برنمیداشت.
همینطور که با لذت نگاشون می کردم وقتی از کنارمون رد شدن یهوو دختر خالم گفت خدا بده شانس نگاه زن کجا مرده کجا بعد با صدای بلندم این حرف و زد که به گوششون برسه