سلام خانما عقدکرده هستم و چندماه دیگه میرم خونه خودم در تمام عمری که از خدا گرفتم بخش زیادیش سرم تودرس وکتاب بودو بسختی درس خوندم درکنارش ۱۲ ساله که کار میکنم .
تایم کارم زیاده صبح میرم و ظهرتا ۷ شبم دفترم و همونجا ی جیزی میخورم من فقط ۵ شنبه جمعه خونه م و متاسفانه مادرم اجازه نمیده من اشپزی کنم یا تمرین کنم خیلی بدبرخورد میکنه تا من میرم اشپزخونه میگه دست به وسایلم نزن این کابینت ممبرانه گرونه چرا درش رو باز م بسته میکنی ؟ من خیلی اروم و صبورم خیلی اما واقعا رفتارش زشته من حتی خودم گوشت ومرغ خریدم چون بابت اونم دعوا راه مینداخت گفتم خب حق داره بالاخره بزار خودم بخرم بپزم اما بازم نمیزاره ، از رو گوگل دستور پخت نگاه میکنم چون چندبار ازش خواهش کردم موقع پختن من کنارش باایستم نگاه کنم اما انقد بدرفتاری کرد که من ول کردم اومدم بیرون ، ازونور دلم ترس افتاده چون قراره برم شهر دیگه زندگی کنم ومادرشوهرمم توتاپیکها عست چقدر ایرادگیر و ازارگره شوهرمم ادم شکمویی هست مادرش عادت داده هرروز باید غذای خونه خورد و غذای بیرون اسرافه ومیدونم دلستان دارم