خواهرا بگین چیکار کنم چی درسته چی غلطه من واقعا نمیدونم شوهرم ی ادم شکاک بد دله دیگه نا واسم نمونده زنده هستم ولی انگار مردم دیگ خسته شدم اینقد اشک ریختم بهم شک داره همش گوشیم چک میکنه میره تو تماس هام این کیه اون روز زنگ زده اون کیه من میخوابم میبره عکس های پاک شده امو پیدا میکنه میاره بالا ببینه چیزی توشون نیست نمیزاره اپلیکیشینی رو گوشیم نصب کنم ی جوری حرف میزنم من واقعا دیگه خودمم باورم میشه ک حتما ی کاری دارم میکنم
همش میگه اخرش دستت رو رو میکنم میدونم داری ی کاری میکنی ما عاشق هم بودیم چرا اینجوری شده 😭😭😭😭😭😭 دیگه ازش متنفرم اینقد بهم تهمت میزنه من ی ادم خجالتی کم حرفم چجوری میتونه من رو اینجوری بشناسه میگه من خطم روزگارم دخترا ذاتشون خرابه
به سرم زده فرار کنم برم خونمون ولی اخه چجوری تو روی خانوادم نگاه کنم انتخاب خودم بود