مامانم به زور میگه بیا جلو مهمون.
هر سال باید از خونه مون بیایم شهرستان خونه پدریش ،هیچ جا هم نمیریم فقط خونه ایم.فامیلاشون میان به اجبار میگه تو هم باید بیای جلو.همیشه هم حق به جانبه و وقتی حق باهاش نیست خودشو میزنه به مظلومی.همه جا حرف خودشه بازم میناله.کل عمر و جوونیم حرف حرف اوناست که کجا برم یا نرم🤦🏻♀️همیشه هم بی پولیم این جور موقع ها.مثلا عیده بعد یه قرون برای خرج کردن نداریم😑جایی که باب میلش باشه میره منم باید بگم چشم.بعد من هر جا بگم بریم مریض و بی طاقته
الانم دم افطاره اینا هیچ کدوم روزه نمی گیرن فقط من روزه ام همینجوری داره براشون مهمون میاد🥲