شوهرم روزه میگیره
حدود ده شب قبل هم گفت خیلی خروپف میکنی و میره تو اتاق دیگه میخوابه
کلا هم تو ماه رمضان سحری نمیخوره و کارش هم زیاده کلا سمت من نمیاد
به قول خودش میگه رمق ندارم
ولی من ازش ناراحتم
حالا قبلنا میرفتم پیشش یا یه جورایی قلقلکش میدادم
الانم من نزدیکش برم با کوچکترین توجهی ..خیلی دلش میخواد
اما همیشه یه غرور مسخره ای داره که حالمو بد میکنه
الان دیگه نمیخوام به هیچ وجه جلو برم
و نمیرم
قبلا هم تو این شرایط بودم جلو نرفتم و خودش اومد
ولی نتونستم بهش نه بگم
اما الان تصمیم دارم هربار اومد سمتم بهونه بیارم و پسش بزنم