2777
2789

چندین سال پیش مامانم بهم گفت شوهرت از برادرش جدا بشه (مغازه زرگری شراکت دارند) بیاد با داداشت شریک بشه

منم به شوهرم گفتم ولی نگفتم به خاطر داداشم میخوام جدا بشید من اونقد ساده بودم که چند ین بار با شوهرم سر شراکتی دعوا کردم قهر کردم نگو مامانم قصدش شراکت با داداشم نیست خانم میخواست همه فکر کنند من حسودی جاری و برادرشوهرمو می‌کنم منم که خر بودم کلا اینجور چیزارو نمیفهمیدم چندین سال گذشت و همه فکر می‌کردند من حسودی نمیدونستم نقشه پدر و مادرمه 

خودمم نمیدونستم فقط سر لجبازی میخواستم جدا بشند 

گاهی بابام میگفت بیار طلاهاتو از مغازه من عوض کن میخوام هر روز یه مدل طلا بندازی منم همین کارو میکردم شوهرمم وقتی میدید با برادرشوهرم حرف نمیزنم چیزی نمیگفت خودم هر کاری  دلم میخواست میکردم 

یه بار بعد از عوض کردن النگوهام بابام گفت سه گرم بدهکار میشی منم ۹-۸ گرم‌گوشواره داشتم گفتم بیا از این یه گرمتو بردار بقیه طلامو کهنه بده 

بعد از گذشت چند ماه من بقیه طلامو خواستم مامانم و بابام هر دو با هم گفتند نموند دگ 

اون موقع با خودم میگفتم حتما دوباره حساب کرده دستمزد و و اجرت و شده دگ اصلا راجع بهشون فکر بد نمیکردم 

چند سال بعد دوباره سر طلاها سرمو شیره مالیدن من بدبخت باز اصلا فکر بد به سرم‌نمیزد چون میگفتم بابام خودش مغازه داره چشمش به چند گرم طلای من نیست حتی با خودم‌میگفتم من چقد عوضی ام که در مورد پدر مادرم این فکرت به سرم میاد 


وقتی خداوند بنده ای را دوست بدارد ، حقیقت اطرافیان او را به طریقی برایش آشکار می‌کند.

خیلی وقتا اتفاق‌هایی میافتاد که من بهشون شک‌میکردم ولی چون بابام چند باری تو مغازه که میرفتم میگفت اومدی بازار بیا پول بدم خرج کن  

حتی عیدی برام انگشتیر داده بود و همینطور میکفت دخترم و نوه مو کربلا رفتنی میبرم حتی یه بار گفت مکه هم برم میبرمتون ولی بعدا مکه رو انکار کرد فک کنم ترسیده بود تابلو بشه یا کسی بفهمه داره فیلم بازی میکنه  

این کاراش نمیزاشت من شک کنم و سریع شکم برطرف می‌شد

حتی روز پدر و مادر که می‌شد سعی میکردم بهترینها رو براشون بخرم چون وقتی میدیدم اینا چقدر برا من خرج می‌کنند منم براشون سنگ تموم میزاشتم

همینطوری گذشت بابام اینا خونشونو که نزدیک خونه من بود فروختند و خواستند یه خونه جدید بسازند دگ کم کم کتکهای داداشم شروع شد به بهانه های کوچک منو و پسرمو سیلی میزد سر بارداری دومم که بارداری پر خطری هم داشتم چنان هام داد که خدا میدونست چه حال سدم و دو روز فیط گریه کردم حالا این وسط مامان و خاله ام عوض اینکه طرف منو بگیرند تف کردند تو صورت من

و منی که گناهی نداشتم و مات و مبهوت موندم از این کارشون

چندین بار با خنده میرفتم خونه مامانم ولی داداسم به بهانه های مختلف با پسرمو میزد  و من با گریه برمیگشتم قهر مبکردم و خونشون نمیرفتم دوباره مامانم می اومد با چرب زبونی منو میبرد خونشون همین که آشتی میکردم باز چند روز بعدش همین کارو می‌کردند ‌

میتونید تاپیک داستان زندگیمو بخوانید

نگو اینا اولش کاری کردند که من با برادرسوهرم قهر کنم و همه فکر کنند من حسودم

بعد که خونشون فروش رفت منو آنقدر اذیتم کنند من قهر کنم اینجا خودشون خونه میساختند پدر مادرم که لعنت خدا بهشون باشه به همه بکند دخترم حسادت برادرش و زنشو میکنه چون برا اونا خونه ساختیم

حالا مدرک هم درست کردند برا ادعاشون

بعد که موفق شدند کاری کنند من قهر کنم اومدند صدا ضبط کردند من بی خبر از همه جا با وجود حرف‌هایی که قشنگ واضح بود میخواستند منو حسود زنداداش و داداسم نشون بدند من باز نفهمیدم مثلا بابتم میگفت بابا زنداداشت بیچاره بچه روستاست و و گناه داره  این همه کار میکنه منم میگفتم اخه من باهاش مشکلی ندارم اونا همینجوری ادامه میدادند و مدرک درست می‌کردند مامانم میگفت مگه تو پول دراوردی برا ما 😮

با خودم میگفتم خدایا من چرا حرفاشونو نمیغهمم یا یهو یرمیگشت میگفت دخترای طایفه ما شانس ندارند …

نگو اینا رو میگفت که بعدا به همه نشون بده بگه ببینید دعوا سر خونه و ارث هست منم که خر بودم و نمیفهمیدم اینارو برا چی میگند

وقتی خداوند بنده ای را دوست بدارد ، حقیقت اطرافیان او را به طریقی برایش آشکار می‌کند.

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

خیلی وقتا اتفاق‌هایی میافتاد که من بهشون شک‌میکردم ولی چون بابام چند باری تو مغازه که میرفتم میگفت ا ...

عجب ادماییی....



بنظرم کلا قطع ارتباط کن

 ازین میترسید که چون ۲۸ سالتونه ۴ سال برید دنبال علاقتون وقتی تمومش کردید بشه ۳۲ سالتونه؟😵‍🤯 شما چه اون رشته رو بخونید چه نخونید چند سال دیگه میشه ۳۲ یا حتی ۴۰ سالتون🤫 پس چرا وقتی قراره در هر صورت بشه ۳۲ سالتون هدفتون رو دنبال نکنید😉🙃    

بعدش که مدرکشونو  درست کردند داداسم رفته سراغ برادرشوهرم که اره خواهرم بعد از شما حسادت ما رو هم میکنه 

بعد که خونشون فروش رفت قشنگ دزدیهاشونو علنی کردند من اینجا بود که شک کردم و به گذشته فکر کردم  و فهمیدم که خیلی دزدی کردند از من و میخواستند خودشونو دزد جلوه بدند ولی کن خیلی خوش بین بودم و نفهمیدم 

بعد مه به فهماندند از من دزدی می‌کنند ‌رفتند سراغ بقیه که دخترم از حسادتش به ما انگ دزدی زد  


وقتی خداوند بنده ای را دوست بدارد ، حقیقت اطرافیان او را به طریقی برایش آشکار می‌کند.

رابطه من و خونواده شوهرمو به هم زدند  کلی دزدی کردند اومدند قسم دروغ خوردند که فقط مردم فکر نکنند اونا نمیخواستند من برم خونشون من از حسادتم نمیرم خونه اونا 

من حسادت برادرسوهرم و زنش و داداشمو و زنداداشمو می‌کنم 

حتی یا بار بعد از اینکه من فهمیدم از خونه من دزدی می‌کنند مامانم اومد خونه من که مثلا اومده دنبال من من اون موقع تازه دردیهاشونو فهمیده بودم میگفتم نمیام خونتون چرا اومدی دنبالم باز اونم با چرب زبانی‌اش من برد خونشون ولی بعد از رفتنمون باز داداسم سر یه مگس کش که پسرم دستش گرفته بود یه سیلی محکمی به پسرم زد نگو اینا میخواستند مدرک جمع کنند که بیا ضبط صداشو ببین ما رفتیم دنبالش بعد که میریم خونشون دوباره کاری کردند ما قهر کنیم 

وقتی خداوند بنده ای را دوست بدارد ، حقیقت اطرافیان او را به طریقی برایش آشکار می‌کند.

الان من موندم و خونواده شوهرم که فکر می‌کنند پدر مادرم آدمای خوبی هستند منو کربلا میخواستند ببرند به من پول میدادند پسرمو خیلی دویت داشتند ۱۰ سال فیلم بازی کردند اینا رو به بقیه فهماندند و خودشونو خوب نشون دادند 

از این طرف کل فامیل که فکر می‌کنند من به خاطر حسادت به پدر مادرم انگ دزدی زدم 

اقلا نمیتونم اینارو هصم کنم هر روز یاد کاراسون نیافتن و گریه می‌کنم 

وقتی خداوند بنده ای را دوست بدارد ، حقیقت اطرافیان او را به طریقی برایش آشکار می‌کند.

عزیزم مواطب زندگی ت باش 

پدرو مادر من از حسادت ب زندگی م زندگی مو از هم پاشوندن و شوهرم داره منو طلاق میده منو گول میزدن و حرفایی میزدن که فکرم راجع به شوهرم و خانواده ش خراب بشه مدام باهاشون دعوا کنم تو این یکسالی که اومدم خونه شون همه ی قصد ونیت پلیدشون رو فهمیدم ولی دیگه دیر شده الان دارم ازشوهرم جدا میشم میتونی توی تاپیکهام ببینی 

ازشون نمیگذرم 

زندگی خوبی داشتم از بحث وجدل بین منو شوهرم شو استفاده کردن مادرم ب زندگی م حسادت میکرد زندگی مرفهی داشتم و حتی داداشام نتونستن ازدواج کنن حسادت میکرده که من ازدواج کردمو و سرو سامان گرفتم ولی داداشام مجردن و سن شون بالا رفته 

با دوز و کلک باعث طلاق من شدن 

نمیدونی الان چقد خوشحالن 

عزیزم مواطب زندگیت باش 

برای پسرم خیلی نگرانم چطور دلشون اومد باهاش این کارو کنن اون فقط ۷ سالشه 

تو این مدت که اومدم خونه شون ۲ ۳ بار صدای مامانمو صبح کردم  جریان و فهمیدم چقدر حسادت میکنه چه حرفایی که به بابام در مورد من و پشت سرم نمیگفت ب بابام و داداشام در صورتی که من اونی که اون میگه نیستم فقط میخواد منو خراب کنه پیش همه 

سپردم ب خدا جوابشو بده  

دگ یه افسرده روانی شدم مه حوصله بچه خودمم ندارم و مدام سرشون جیغ نیزنم 

 و یه شوهر که از بس سر جداییش با برادرش باهاش دعوا کردم که از من سرد شده 

وقتی خداوند بنده ای را دوست بدارد ، حقیقت اطرافیان او را به طریقی برایش آشکار می‌کند.

چرا انقدر پلید و شیطان صفتن 

منم قبلا با یسری اشناها ارتباط داشتم چون مثل خودشون توو دسیسه هاشون شرکت نمیکردم انگ حسودی میزدن و ازار میدادن 

یسری ادما اگه مثل خودشون اشغال نباشی بهت انگ حسودی و بدجنسی وهزار انگ میزنن 

ادمای پلید باهم خیلی خوبن 

دگ یه افسرده روانی شدم مه حوصله بچه خودمم ندارم و مدام سرشون جیغ نیزنم و یه شوهر که از بس سر جداییش ...

رسواشون کن اولش شاید کسی باور نکنه ولی بمرور بقیه دقت میکنن متوجه شیطان صفتیشون میشن اطرافیان و اگاه کن چجور ادمایی هستن

عزیزم مواطب زندگی ت باش پدرو مادر من از حسادت ب زندگی م زندگی مو از هم پاشوندن و شوهرم داره منو طلاق ...

عزیزم میدونم چقدر سخته 

ولی باز خوبه تو با کارهاشون کنار اومدی و سپردیشون به خدا 

من نمیتونم هصم کنم هر روز گریه می‌کنم اصلا نمیتونم بینیتان کارهاشون بسم و به خدا بسپارمشون 

وقتی خداوند بنده ای را دوست بدارد ، حقیقت اطرافیان او را به طریقی برایش آشکار می‌کند.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792