خیلی وقتا اتفاقهایی میافتاد که من بهشون شکمیکردم ولی چون بابام چند باری تو مغازه که میرفتم میگفت اومدی بازار بیا پول بدم خرج کن
حتی عیدی برام انگشتیر داده بود و همینطور میکفت دخترم و نوه مو کربلا رفتنی میبرم حتی یه بار گفت مکه هم برم میبرمتون ولی بعدا مکه رو انکار کرد فک کنم ترسیده بود تابلو بشه یا کسی بفهمه داره فیلم بازی میکنه
این کاراش نمیزاشت من شک کنم و سریع شکم برطرف میشد
حتی روز پدر و مادر که میشد سعی میکردم بهترینها رو براشون بخرم چون وقتی میدیدم اینا چقدر برا من خرج میکنند منم براشون سنگ تموم میزاشتم
همینطوری گذشت بابام اینا خونشونو که نزدیک خونه من بود فروختند و خواستند یه خونه جدید بسازند دگ کم کم کتکهای داداشم شروع شد به بهانه های کوچک منو و پسرمو سیلی میزد سر بارداری دومم که بارداری پر خطری هم داشتم چنان هام داد که خدا میدونست چه حال سدم و دو روز فیط گریه کردم حالا این وسط مامان و خاله ام عوض اینکه طرف منو بگیرند تف کردند تو صورت من
و منی که گناهی نداشتم و مات و مبهوت موندم از این کارشون
چندین بار با خنده میرفتم خونه مامانم ولی داداسم به بهانه های مختلف با پسرمو میزد و من با گریه برمیگشتم قهر مبکردم و خونشون نمیرفتم دوباره مامانم می اومد با چرب زبونی منو میبرد خونشون همین که آشتی میکردم باز چند روز بعدش همین کارو میکردند
میتونید تاپیک داستان زندگیمو بخوانید
نگو اینا اولش کاری کردند که من با برادرسوهرم قهر کنم و همه فکر کنند من حسودم
بعد که خونشون فروش رفت منو آنقدر اذیتم کنند من قهر کنم اینجا خودشون خونه میساختند پدر مادرم که لعنت خدا بهشون باشه به همه بکند دخترم حسادت برادرش و زنشو میکنه چون برا اونا خونه ساختیم
حالا مدرک هم درست کردند برا ادعاشون
بعد که موفق شدند کاری کنند من قهر کنم اومدند صدا ضبط کردند من بی خبر از همه جا با وجود حرفهایی که قشنگ واضح بود میخواستند منو حسود زنداداش و داداسم نشون بدند من باز نفهمیدم مثلا بابتم میگفت بابا زنداداشت بیچاره بچه روستاست و و گناه داره این همه کار میکنه منم میگفتم اخه من باهاش مشکلی ندارم اونا همینجوری ادامه میدادند و مدرک درست میکردند مامانم میگفت مگه تو پول دراوردی برا ما 😮
با خودم میگفتم خدایا من چرا حرفاشونو نمیغهمم یا یهو یرمیگشت میگفت دخترای طایفه ما شانس ندارند …
نگو اینا رو میگفت که بعدا به همه نشون بده بگه ببینید دعوا سر خونه و ارث هست منم که خر بودم و نمیفهمیدم اینارو برا چی میگند