اگر روزی چشم هات را باز کردی و خودت را وسط یک کوره دیدی نترس
و سعی کن از آن پخته خارج شوی چرا که سوختن را همه بلدند..
^===خوشبختی چون سرابی دور دست ..و دل دریغ؛از نوری در این سیاهی ....این بغض سنگین -__- این خستگی مفرط ---این حس تهی ؛؛ همه و همه ؛ داستانی ست که هرگز به پایان نمیرسد ===^