چرا اتفاقا من لر زیاد دیدم و زبون همم فهمیدم همشو نه ولی تقریبا کلمه ها شبه هم بود اصلا بد اخلاق نبو ...
اون تقریبا شبیه ما باهمه داریم چون عضو یک ملتیم
معلومه خوش اخلاقه چون اونی که تو سرته رو بهش نگفتی
هر کجناره سیل کنم تو وام دیاری❤️گلونی نه فقط یک تکه پارچه ،پرچم بی صدا و غرش زاگرس است بر بلندای پیشانی زنان و مردان لر مثل پرچم آزادی میرقصد نشان نجابت ونترسی، سمبل خاک گرم و کوه غیرت.گلونی را نمیشود از تنِ زاگرس جدا کرد همانگونه که نمیشود از صدای کوه پژواک دایه دایه را گرفت.《دایه دایه وقت جنگه...》این صدای مادران است که گلونی به سر فرزند به دل، و غیرت به مشت، بر سینه ی تاریخ کوبیدند. گلونی به خون و خاک و عشق بافته شده است زبان بی کلامی ست که می گوید 《من لرم من زاگرسم ریشه ام در صخره هاست》 اگر روزی کسی پرسید این تکه پارچه چیست بگو این گلونی ست و تنها از آن لر است تنها از آن زاگرس است و تنها با نوای《 دایه دایه》 زنده می ماند
لطفا با این کاربر بی هویت برخورد کنید نه شعور داره نه شخصیت و نه اصالت
همشتو تاپیک های قومتی هست اقوام به جون هم میندازه
هر کجناره سیل کنم تو وام دیاری❤️گلونی نه فقط یک تکه پارچه ،پرچم بی صدا و غرش زاگرس است بر بلندای پیشانی زنان و مردان لر مثل پرچم آزادی میرقصد نشان نجابت ونترسی، سمبل خاک گرم و کوه غیرت.گلونی را نمیشود از تنِ زاگرس جدا کرد همانگونه که نمیشود از صدای کوه پژواک دایه دایه را گرفت.《دایه دایه وقت جنگه...》این صدای مادران است که گلونی به سر فرزند به دل، و غیرت به مشت، بر سینه ی تاریخ کوبیدند. گلونی به خون و خاک و عشق بافته شده است زبان بی کلامی ست که می گوید 《من لرم من زاگرسم ریشه ام در صخره هاست》 اگر روزی کسی پرسید این تکه پارچه چیست بگو این گلونی ست و تنها از آن لر است تنها از آن زاگرس است و تنها با نوای《 دایه دایه》 زنده می ماند
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
هر کجناره سیل کنم تو وام دیاری❤️گلونی نه فقط یک تکه پارچه ،پرچم بی صدا و غرش زاگرس است بر بلندای پیشانی زنان و مردان لر مثل پرچم آزادی میرقصد نشان نجابت ونترسی، سمبل خاک گرم و کوه غیرت.گلونی را نمیشود از تنِ زاگرس جدا کرد همانگونه که نمیشود از صدای کوه پژواک دایه دایه را گرفت.《دایه دایه وقت جنگه...》این صدای مادران است که گلونی به سر فرزند به دل، و غیرت به مشت، بر سینه ی تاریخ کوبیدند. گلونی به خون و خاک و عشق بافته شده است زبان بی کلامی ست که می گوید 《من لرم من زاگرسم ریشه ام در صخره هاست》 اگر روزی کسی پرسید این تکه پارچه چیست بگو این گلونی ست و تنها از آن لر است تنها از آن زاگرس است و تنها با نوای《 دایه دایه》 زنده می ماند